السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

917

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

از عبدالرزّاق ، از معمر ، از زهرى ، از ابوامامة بن‌سهل‌بن حنيف ، از بعضى اصحاب پيامبر كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : در حالى كه خواب بودم ديدم مردم بر من عرضه مىشوند و بر آنان پيراهن‌هايى است ، بعضى به سينه و بعضى به پايين‌تر از آن مىرسيد ، پس عمر بر من عرضه شد در حالى كه بر او پيراهنى بود كه بر زمين مىكشيد . گفتند : اى رسول‌خدا پس به چه چيز آن را تأويل كردى ؟ فرمود : دين . » « 1 » زهرى به دست‌بردن در اسنادها شهرت دارد ، كه پيشتر نيز در نكوهش‌هاى او به آن اشاره شد ، و هر كس به شرح حال او در كتاب‌هاى رجال مراجعه كند اين مطلب را ملاحظه مىكند ، بنابراين آشفتگى او درباره‌ى اين حديث موجب سستى و ضعف آن نزد اهل انصاف و دقت نظر مىگردد . بررسى دلالت حديث پيراهن در اين حديث است كه پيراهنى روى عمر بود كه بر زمين مىكشيد ، ليكن بلندگرفتن پيراهن و به زمين كشيدنش از چيزهايى است كه وعيد بر آن ثابت شده است ، همان‌گونه كه بر كسى كه به حديث‌هاى « كتاب اللباس » در « صحيح بخارى » بنگرد ، پوشيده نمىماند . و گويى جاعل اين حديث از پيامد اين حديث و نسبت تقرير فعل نامشروع به صاحب شريعت صلى الله عليه و آله و سلم ، غفلت ورزيده است . و از اين رو بعضى شارحان گفته‌اند كه كشيدن پيراهن در بيدارى مذموم و در خواب محمود است . و ليكن دليلى بر آن ندارند و استناد به نفس اين حديث مصادره به مطلوب است . . . ابن‌حجر و قسطلانى گويند : « اين از مثال‌هايى است كه شرعاً در خواب ستوده و در بيدارى مذمّت مىشود ، منظور بر زمين‌كشيدن پيراهن است ، از جهت اين كه وعيد بر طولانى بودن پيراهن ثابت شده است . » « 2 » و از چيزهايى كه از نظر دلالت ، دليل بر باطل‌بودنش است ، اين‌كه : اين با مذهب اهل سنّت منافات دارد چون دليل است بر برترى عمر بر ابوبكر ، پس اين

--> ( 1 ) . صحيح ترمذى 4 / 467 . ( 2 ) . فتح‌البارى 12 / 333 ، ارشاد السارى 10 / 141 .